نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا

حفظ آب روی سر در پیرهن دارد مرا

چون سپند امروز بی آرامم از سودای هند

یاد خاکسترنشینی بی وطن دارد مرا

می خورم از بهر یک مصراع چندین پیچ و تاب

موی آتش دیده سودای سخن دارد مرا

غنچه تصویر را از ناله آوردم به حرف

بر لب انگشت تحیر آن دهن دارد مرا

تا شد او از بزم بیرون من شدم خلوت نشین

یاد عمر رفته دور از انجمن دارد مرا

پشت خود بر بیستون چون نقش شیرین مانده ام

همچو شیرین کاری خود کوهکن دارد مرا

سیدا بر کشته سیماب حسرت می خورم

بس که بی آرام آن سیمین بدن دارد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عاشقانه و یادآوری‌های تلخ از عشق با رمز و نمادهای طبیعت و زندگی می‌پردازد. او خود را در آغوش چمن و غنچه‌ها می‌یابد و حس سرشار از زیبایی را توصیف می‌کند. در عین حال، از یاد گذشته و دوری از محبوبش، حسرت می‌خورد. با استفاده از تصاویری همچون آب، آتش، و ناله، ارتباط عمیق خود با دلتنگی و عشق را بیان می‌کند. در نهایت، او خود را شبیه به نقشی که جاودانه بر بیستون نقش بسته، حس می‌کند و از دردهای عشق و حسرتش می‌نالد.