نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا

همچو مرغ بیضه عریانی قفس باشد مرا

تشنه ام از سادگی می جویم امداد از حیات

التماس از همدم کوته نفس باشد مرا

کاروان را گوش از غفلت به آواز دراست

کوس رحلت بانگ پرواز مگس باشد مرا

مرغ شاخ شعله ای ای برق بر من رحم کن

قوت پرواز بال از خار و خس باشد مرا

کس نمی گوید خبر از چشمه آب حیات

خضر این ره آمد و رفت نفس باشد مرا

خواب خوش در خانه صیاد کردن ابلهیست

تکیه چون صورت به دیوار قفس باشد مرا

کشتی خود را به ساحل می رسانم همچو موج

گر ازین دریا حبابی همنفس باشد مرا

مرغ آزادم ز من پرواز کردن رفته است

خواب راحت زیر دیوار قفس باشد مرا

بس که کلکم از ریاضت نیشکر گردیده است

بوریای خانه از بال مگس باشد مرا

روی بازار سمندر گرم از داغ من است

حق بسیاری به آن آتش نفس باشد مرا

در بلا بودن اسیران را به از بیم بلاست

آشیان در گوشه بام قفس باشد مرا

گشته ام از فاقه بسیار تار عنکبوت

انتظاری بر پر و بال مگس باشد مرا

سیدا امروز از دزدان معنی فارغم

خانه همچون بام زندان عسس باشد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و وضعیت روحی شاعر اشاره دارد که در قفس احساس اسارت و محدودیت می‌کند. شاعر به دنبال آزادی و حیات است، اما در عین حال حسرت و تشنگی در دلش وجود دارد. او خود را همچون پرنده‌ای بدون بال توصیف می‌کند که در یک گلشنی زیبا، اما قفل شده، گرفتار است. همچنین به نبود راهنمایی و کمک از دیگران اشاره می‌کند و احساس تنهایی و ناامیدی را در او متجلی می‌سازد. شاعر در جستجوی منبع حیات و ایستایی در دنیای پر سر و صدا و آتشین زندگی است و احساس می‌کند که در مقام یک انسان، از رنج و دردهای مختلف آسیب دیده است. نهایتاً به این نتیجه می‌رسد که در سختی‌ها نیز می‌توان با جبن و ترس نسبت به دردها، زندگی را پیش برد.