شمارهٔ ۹۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا
گردبادم گردش سرآسیا باشد مرا
کلفتی گر رو دهد سر در گریبان می کشم
چاکها در جیب محراب دعا باشد مرا
خیمه بر پا کرده ام بر روی دریا چون حباب
روزیی هر روزه از موج هوا باشد مرا
ابر بی باران ز دریا می کشد شرمندگی
چشم بی نم کاسه دست گدا باشد مرا
می دهد کلکم پس از من هرزه گویان را جواب
همچو نافرمان زبانی در قفا باشد مرا
برگ کاهی هم نمی آید ز سوی کهکشان
با وجود آنکه رنگ کهربا باشد مرا
دزد هرگز در کمین خانه درویش نیست
پیرهن در بر ز نقش بوریا باشد مرا
دل مشبک گشته در تن از هجوم آرزو
این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا
سوی بازار خریداران نمی سازد گذر
در دکان از بس متاع بی بها باشد مرا
از قناعت سیدا عمر ابد دارم امید
آبرو سرچشمه آب بقا باشد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالاتی از زندگی شاعر و احساسات او نسبت به دنیا و مسائل معنوی میپردازد. شاعر خانهاش را به عنوان محلی برای برکات و روزی میبیند و خود را در معرض گردبادهای زندگی تشبیه میکند. او در برابر مشکلات و کلفتیها مغرور و سرسخت است و به دعا و عبادت متوسل میشود. همچنین تصویر خیمهاش را بر روی دریا به عنوان نمادی از امید و روزی روزانه بیان میکند. شاعر از حسرت و کمبود ابراز میکند و به احساس غم بر عدم بارش ابرها اشاره دارد. او از یخ و بیفایده بودن متاعهای دنیا میگوید و امید به قناعت و عمر طولانی دارد، به گونهای که آبرو برای او به عنوان منبعی از بقا به شمار میرود. به طور کلی، شعر تصویری از تقابل زندگی مادی و معنوی و تلاش برای حفظ استقلال و شرف در برابر چالشهاست.