شمارهٔ ۲۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / مسمطات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا سبزه به گلزار جمال تو دمیده
آراسته حسن تو به اوصاف حمیده
گویم به شب و روز من پشت خمیده
ای خال و خط زلف تو آرایش دیده
این دیده بسی دیده و مثل تو ندیده
ای دامن تو پاکتر است از دل معصوم
منشین به رقیبان سیه روی نفسی شوم
احوال خود امروز کنم پیش تو معلوم
در عشق تو مشهورم و از وصل تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
شوخی که منم فاخته سرو قد او
پیوسته چو طوطیست ادا فهم و سخنگو
هر لحظه مرا با نگه گرم ز هر سو
دنبال خودش می کشد آن نرگس جادو
فریاد از آن نرگس دنباله کشیده
بیرون چو رود شمع من از خانه فانوس
آیند چو پروانه حریفان پی پابوس
گیرم سر راه وی و گویم به صد افسوس
رفتن به چه ماند بر خرامیدن طاووس
دیدن به نگه کردن آهوی رمیده
شادم که چو سید فلک باز بخواند
مانند قدح بر در میخانه نشاند
بردن دلم از جا به صد افسون نتواند
واعظ سخن بوالعجبی می شنواند
خسرو به همین عمر نصیحت نشنیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از او به عنوان منبع الهام و شادی یاد میکند. او از عشق خود به معشوق و درد دوری از او سخن میگوید و وصفی از عشق و زیباییهای او را ارائه میدهد. شاعر خود را در وضعیت حسرت و آرزوی وصال توصیف میکند و به زیباییهای چهره و حرکات معشوق اشاره دارد. او همچنین از سختیهای عشق و تاثیر آن بر زندگیاش میگوید و در نهایت، به بیفایده بودن نصیحتها و شنیدن سخنان اخلاقی اشاره میکند، زیرا قلبش همواره درگیر عشق اوست.