مسمطات — دیوان اشعار سیدای نسفی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — بر سر کوی تو ای شوخ عسس بسیار است
- شمارهٔ ۱ — شد مدتی که بخت نسازد مدد مرا
- شمارهٔ ۳ — با حریفان می روی در باغ مسکن می کنی
- شمارهٔ ۲ — صدف گوهر اسرار نهان گوش من است
- شمارهٔ ۵ — می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا
- شمارهٔ ۱۰ — می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم
- شمارهٔ ۱۱ — فراق دوستان چون لاله داغم بر جگر دارد
- شمارهٔ ۶ — روزه محمل بست و دارم آه و افغان چون جرس
- شمارهٔ ۸ — تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی
- شمارهٔ ۹ — مدتی بود ما را با تو دلگشائی هاست
- شمارهٔ ۱۲ — صبا را بر سر کویت توانایی چه می باشد
- شمارهٔ ۷ — دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش
- شمارهٔ ۱۳ — رفت آن شوخ از نظر بر روی افگنده نقاب
- شمارهٔ ۱۶ — مرا در انتظارت خانه دل روشن است امشب
- شمارهٔ ۲۱ — اگر چو غنچه کف زر نگار داشتمی
- شمارهٔ ۱۹ — بستم از غیر چو یوسف دل هر جایی را
- شمارهٔ ۱۴ — دارم بتی که دارد از لب شراب بی غش
- شمارهٔ ۲۰ — به دل تا در سخن آورده بودم لعل نابش را
- شمارهٔ ۱۵ — رخ چو برگ گل و قد دلربا داری
- شمارهٔ ۱۷ — تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
- شمارهٔ ۱۸ — ای مه من خانه زین جلوه گاه خود مکن
- شمارهٔ ۲۳ — تا سبزه به گلزار جمال تو دمیده
- شمارهٔ ۲۹ — رفتم شبی به کویش با قامت خمیده
- شمارهٔ ۲۶ — اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
- شمارهٔ ۲۲ — عقل و هوش زلفت را دسترس نمی داند
- شمارهٔ ۲۵ — شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکن
- شمارهٔ ۲۸ — ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
- شمارهٔ ۲۴ — غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد
- شمارهٔ ۲۷ — یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
- شمارهٔ ۳۲ — تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست
- شمارهٔ ۳۳ — فگندی بر جگر آتش چو من بی خان و مانی را
- شمارهٔ ۳۴ — داد ضیا به عالمی پرده ز رخ کشادنش
- شمارهٔ ۳۷ — از شوق تو افتادم در بادیه پیمایی
- شمارهٔ ۳۱ در تضمین از اشعار صائب — چو غنچه تا به تبسم کشادهای لبها
- شمارهٔ ۳۶ — هستم از جان بنده رخساره آن پادشاه
- شمارهٔ ۳۵ — تندخویی آمد و چون لاله داغم کرد و رفت
- شمارهٔ ۳۰ — ای گل امروز تو همبزم حریفان شدهای
- شمارهٔ ۳۸ — امروز به عالم نبود اهل وفا را غیر از تو پناهی
- شمارهٔ ۴۴ — چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای
- شمارهٔ ۴۰ — مه من علم به عالم شده ای به دلربایی
- شمارهٔ ۳۹ — هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما
- شمارهٔ ۴۵ — به بزم غیر تا سرو تو خود را جلوه گر کرده
- شمارهٔ ۴۲ — ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
- شمارهٔ ۴۱ — مصفا سینه را چون مهر انور می توان کردن
- شمارهٔ ۴۳ — نقاب از رخ برافگندی نمودی روی زیبا را
- شمارهٔ ۴۸ — به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
- شمارهٔ ۵۱ — آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
- شمارهٔ ۵۲ — شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
- شمارهٔ ۴۷ — سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
- شمارهٔ ۵۳ — قامت خمگشته را مرگ خبر میکند
- شمارهٔ ۴۹ — خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
- شمارهٔ ۵۰ — شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتم
- شمارهٔ ۴۶ — عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم است
- شمارهٔ ۵۵ — دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد
- شمارهٔ ۶۱ — در چمن امروز بلبل مست گفتار خود است
- شمارهٔ ۵۷ — اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
- شمارهٔ ۵۶ — برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
- شمارهٔ ۵۸ — عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
- شمارهٔ ۶۰ — ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش
- شمارهٔ ۵۹ — ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
- شمارهٔ ۵۴ — بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
- شمارهٔ ۶۳ — سویم آن بت بدخو دوش با درنگ آمد
- شمارهٔ ۶۵ — غنچه ها پیش رخت سر به گریبانی چند
- شمارهٔ ۶۷ — نسازد توبه از کردار خود جانی که من دارم
- شمارهٔ ۶۸ — در چمن گل چو حدیث تو شنیدن گیرد
- شمارهٔ ۶۹ — پیش ما دام طرب نقل و شراب افسانه
- شمارهٔ ۶۲ — ای فدای تو عز و جاه همه
- شمارهٔ ۶۴ — جانب کلبهام ای دوستنواز آمدهای
- شمارهٔ ۶۶ — تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی
- شمارهٔ ۷۲ — ای چراغ سلطنت را رونق از سیمای تو
- شمارهٔ ۷۳ — صاحبدلان نظاره چو بر پشت پا کنند
- شمارهٔ ۷۴ — ای دیده از تو دوران جمشید دستگاهی
- شمارهٔ ۷۰ — برای پرسشم ای آهوی حرم برخیز
- شمارهٔ ۷۱ — ای سرو ناز بنده ره رفتنت شوم
- شمارهٔ ۷۵ - واسوخت — ای پری چهره لبی چون گل خندان داری