شمارهٔ ۱۴۸ - قصه خوان سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قصه خوان امرد مرا با خویش آخر یار کرد
همره من خانه آمد نذر خضرم کار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و جذابیت است که شخصی به همراه یار خود به خانه میرود و به خاطر محبت و علاقهای که دارد، نذر و نیازی از خضر (نشاندهندهٔ خیر و برکت) انجام میدهد. در واقع گوینده از ارتباط عاطفی و آرزوهایش صحبت میکند.