شمارهٔ ۱۹۱ - شیرپز سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شیرپز امرد که آمد از دهانش بوی شیر
عاشقان را شد ز سودایش رگ و پی جوی شیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیرپز امرد با بوی شیرش به میدان میآید و عاشقان را به سمت خود میکشد. عشق او مانند جوی شیر در رگ و پی آنها جریان مییابد.