نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۵ - زواله تاب سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شوخ زواله تاب مرا آب داد و رفت

بر دامنش چو دست زدم تاب داد و رفت

نانی که در تنور فراموش مانده بود

بر عاشقان سوخته در خواب داد و رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لحظه‌ای یاد می‌کند که با آمدن یک شوخی یا لحظه‌ای شاد، زندگی‌اش به آرامش و شادابی رسیده است. سپس به طعنه از این می‌گوید که مانند نانی که فراموش شده و در تنور پخته می‌شود، خوشی‌ها و نعمت‌ها به راحتی می‌توانند از دست بروند و فقط به یاد عاشقانی که در خواب هستند، باقی می‌مانند. در کل، مفهوم این شعر به زودگذری لحظات خوش و لزوم قدردانی از آن‌ها اشاره دارد.