نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۶ - ایلک باف سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ماه ایلک باف با من کرد سودا بر گشاد

آردهای من گرفت و پشم ایلک را نداد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، گوینده از عشقی صحبت می‌کند که در دلش جا گرفته و بر این باور است که معشوق با او بی‌وفایی کرده است. او به این نکته اشاره می‌کند که معشوق همه چیز او را گرفته ولی چیزی به او برنگردانده است.