شمارهٔ ۲۲۸ - کبوترباز سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
بردم او را ساختم خالی کبوتر خانه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر با کبوتر باز شوخی میکند و دانهای را به او میدهد. سپس کبوتر را میبرد و کبوترخانهاش را خالی میکند.