شمارهٔ ۲۳۹ - سیه کار سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
دوش آن بت سیه کار با بنده کرد تسلیم
همیان پشت او را پر کردم از زر و سیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، گوینده از تجربهای صحبت میکند که در آن دل به یک معشوق سیاهچشم سپرده و برای او هدیههایی از طلا و نقره جمعآوری کرده است. احساس تسلیم و فدایتگی در برابر این معشوق مشهود است.