شمارهٔ ۲۵۱ - سنبوسه پز سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبر سنبوسه پز کردم دکانش رفت و روب
نرم کردم استخوانهایش به ضرب قیمه کوب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از دلبر خود سخن میگوید که برایش سنبوسه درست کرده و به دکانش رفته است. او با کلماتی شاعرانه بیان میکند که به شدت به دلبر خود علاقهمند است و با روش خاصی به او ابراز عشق میکند.