شمارهٔ ۲۵۹ - مارباز سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گفتمش با مارباز امرد که با من یار شو
ز هر چشمی کرد و گفتا در ره خود راست رو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، فردی به یک جوان زیبا (مارباز امرد) میگوید که با او همراه شود و در این راه او را یاری کند. اما جوان به او پاسخ میدهد که باید تنها به راه خود ادامه دهد و از هر چشمی بر بیفتد.