نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - پوستین دوز سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پوستین دوزم که از رخ پوستینش در بر است

بیرخش چون گرگ باران دیده چشم من تر است

بر سرش چون کلک مو باشد کلاه برگی

در بدن پیراهن صافش چو شیر و شکر است

پوستین دوز امردی گفتا مرا کش در بر است

گفتم ای نازک بدن مویی نباشد بهتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به توصیف یک پوستین‌دوز می‌پردازد که در حال کار کردن است. او به زیبایی و لطافت پوستین و همچنین ویژگی‌های ظاهری پوستین‌دوز اشاره می‌کند. شاعر به شوخی می‌گوید که این پوستین‌دوز (که ظاهراً مردی نازک‌بدن است) را نمی‌توان با موی بهتر از او مقایسه کرد. این شعر ترکیبی از زیبایی‌شناسی و طنز است.