شمارهٔ ۲۹۲ - آهنگر سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
راه آهنگر سپر کردم به مژگان رفت و روب
خانه من رفت و گفتا آهن سردی مکوب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خیالپردازی دربارهی یک راه آهنگر میپردازد که به دنبال مژگانش میرود. او با اشاره به سردی آهن، از احساسات و رابطهای که بین او و مژگان وجود دارد سخن میگوید. شاعر با این تصاویر، کنایهای به دلشوری و فاصلههای عاطفی دارد.