نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۸ - ریخته گر سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نگار ریخته گر جانم آب کرد و گریخت

قفای او چو دویدم به قالب خود ریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نگار ریخته‌گر با زیبایی‌هایش قلبم را شاد کرد و سپس از من دور شد. وقتی به دنبالش دویدم، تمام احساسات و یادهایم چون ریخته‌گری در قالبی شکل گرفتند.