شمارهٔ ۳۶۶ - کشتی بان سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شوخ کشتی بان به خشکی کشتی خود راند و رفت
خانه من دوش آمد سینه پر نم ماند و رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر از یک کشتی بان سخن میگوید که با شوخی و مزاح، کشتی خود را به خشکی راند و رفت. همچنین، او به این اشاره دارد که در شب گذشته، یک احساس سنگین و پر از غم بر سینهاش نشسته و او نیز پس از آن رفته است. به طور کلی، احساسات ناپایداری و گذرا در زندگی را به تصویر میکشد.