شمارهٔ ۵۳ - شسته گر سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شسته گر امرد که باشد زیر دستش بحر و بر
حکم او جاریست چون آب روان در خشک و تر
بهر شستشو شو اگر پا بر لب دریا نهد
کاسه خود را صدف پر سازد از آب گهر
رخت خون آلود خود را بهر شستن تا برم
کرده ام بر دست خود چون گل مهیا مشت زر
خدمتش را بر سر خود می کنم همچون کدنگ
تا دگر او را نباشد حاجت پردازگر
سیدا چون تخته پیش روی او ایستاده ام
از دکان خویشتن هر چند می سازد به در
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف شستهگر (شخصی که شستشو میکند) میپردازد که تحتنظر او، دریا و زمین حکم دارند. او به همه چیز تسلط دارد و مانند آب روان، کارش همواره جاری و روان است. اگر کسی بخواهد شستشو کند، میتواند با گذاشتن پایش در دریا، خود را از گنجینهای از آب و مروارید پر کند. شاعر با بیان اینکه لباس خونین خود را برای شستشو آماده کرده، نشان میدهد که برای خدمت به او با نهایت احترام و ارادت حاضر است. او مانند خدمتکاران در انتظار خدمت به شستهگر است، تا زمانی که دیگر نیازی به او نباشد. شاعر خود را همچون تختهای در برابر او قرار داده و تعهد خود را برای خدمت به او ابراز میکند.