شمارهٔ ۷۰ - کمانگر سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شوخ کمانگر من دل شد نشانه او
افتاد بر سر من سودای خانه او
در گوشه یی نشینم با قامت خمیده
سر سازم از رگ و پی رو در فسانه او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر از عشق و دلبستگی خود به محبوب سخن میگوید. او به شدت تحت تأثیر زیبایی و وجود محبوب قرار گرفته و دلش در پی یافتن اوست. با اشاره به نشستن در گوشهای با قامت خمیده، احساس اندوه و دلشکستگی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که به خاطر عشقش، در انتظار رسیدن به آن فسانه و داستان عشقش است.