نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ - موزه دوز سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

موزه دوز امرد که امشب دیده شد مأوای او

رفتم از خود تا کشیدم موزه را از پای او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر از موزه‌ای صحبت می‌کند که به عنوان مأوای محبوبش دیده می‌شود. او از خود فاصله می‌گیرد تا موزه را از پای محبوبش بردارد. این تصویر نشان‌دهنده عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است.