بخش ۲۷ - گفتگو کردن پهلوانان با یکدیگر از برای بانو گشسب سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی گفت اگر در صف کارزار
سوی من شتابی به هنگام کار
چنانت بکوبم به گرز گران
که مسمار کوبند آهنگران
یکی گفت گر آیی به کین سوی من
ببینی تو خود زور و بازوی من
چنانت ببندم به خم کمند
که گیسوی خوبان و دل مستمند
دلیران در آن بزم همچون پلنگ
ابا یکدگرشان به کین بود جنگ
چو شد گفتگوهای مردم دراز
شدند از دلیران به هم جنگ ساز
نخستین به چوب و لگد بود جنگ
وزان پس به شمشیر و تیر خدنگ
شد آن بزمگه همچو میدان رزم
برآشفت شه چون چنین دید بزم
بغرید کاووس همچون پلنگ
برآشفت با نامداران جنگ
به زرین عمود آن سرافراز شاه
وزان بارگه کرد بیرون سپاه
یکی همچو گل سینه اش کرد چاک
یکی لاله سان غرق در خون و خاک
یکی سرخ گشته به خون چون انار
یک از بیم لرزان چو بید از چنار
یکی رویش از خون دل سرخ بود
که در سینه از خون به ناخن شخود
یکی سر شکسته یکی پا ودست
یکی تن برهنه یکی چوب دست
نهادند بر فرق هم مشت را
شکستند در مشت انگشت را
بیا تا ببینی زشراب شراب
کند بیگمان خانمان ها خراب
بپرهیز کین آب آتش نهاد
بسی خانمان برآتش نهاد
بیندیش از آشوب شرب مدام
که باشد خرابی سرانجام خام
کباب و شراب ار نداری مشور
که فرجام این هر دو تلخست و شور
مخور می که میخواره فرجام کار
به تلخی گذارد همین روزگار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، دو فرد به گفتگو درباره نبرد و عواقب آن میپردازند. یکی از آنها میگوید اگر به سمت او بیاید، با شدت به او ضربه خواهد زد و دیگری نیز به قدرت خود اشاره میکند. در ادامه، دلیران نیز به یکدیگر حمله میکنند و جنگی سنگین آغاز میشود. در این بزم، جنگ به صورت جدیتری به وقوع میپیوندد و خونریزی زیاده میشود. بعد از بروز جنگ، شاه کاووس با عصبیت به میدان میآید و به نبرد ادامه میدهد، و تعدادی از جنگجویان زخمی و کشته میشوند. در پایان، نویسنده به شراب و کباب اشاره میکند و به مخاطب هشدار میدهد که پرهیز کند، زیرا عاقبت چنین لذایذی تلخ و خراب بودن زندگی است.