سرایندهٔ فرامرزنامه
زندگینامهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه
فرامرزنامه یکی از سرودههای پهلوانی در ادبیات ایران است که نزدیک به سدهٔ پنجم هجری کمتر از یکصد سال پس از شاهنامه فردوسی سروده شدهاست. سرایندهٔ فرامرزنامه شناخته نیست. در برخی منابع نام او را خسرو کیکاووس ذکر کردهاند. در بخش ۱۹۱ فرامرزنامه، او نام خویشتن را رستم و نام پدرش را بهرام بن سروش معرفی کرده است درونمایهٔ داستان پیرامون پهلوانیهای فرامرز یکی از پسران رستم است.
آثار سرایندهٔ فرامرزنامه
شعرهای سرایندهٔ فرامرزنامه
- بخش ۲ - گفتار در آفرینش مردم — مگر مردمی خیره دانی همی
- بخش ۳ - گفتار در آفرینش آفتاب — به چندان فروغ و به چندان چراغ
- بخش ۴ - در آفرینش ماه — چراغیست مر تیره شب را بسیج
- بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان — از آغاز باید که دانی درست
- بخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانش — اگر دل نخواهی که باشد نژند
- بخش ۶ - داستان رستم پور زال در هفت ده سالگی و جنگ کردن او با ببر بیان قسمت اول — به نام خداوند مشکل گشای
- بخش ۷ - داستان رستم پور زال در هفت ده سالگی و جنگ کردن او با ببر بیان قسمت دوم — سپر در پس پشت خود کرد تنگ
- بخش ۸ - آغاز داستان فرامرز پور رستم زال و بانو گشسب خواهر او — به فرمان دادار فیروزگر
- بخش ۱۴ - ملاقات کردن پیران، فرامرز را و سخن گفتن هر دو به صلح — که گر می پذیری درین صیدگاه
- بخش ۱۵ - سخن گفتن فرامرز با پیران برای مهمانداری و قبول کردن پیران و تورانیان و مهمانی کردن فرامرز، ایشان را — شما را اگر دوستی در سر است
- بخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستم — چو بانو در آن جنگ پیکار دید
- بخش ۱۳ - اندر شکار رفتن فرامرز با بانو گشسب — پس آنگاه چون بخت و دولت به هم
- بخش ۱۶ - عاشق شدن شیده پسر افراسیاب بر بانو گشسب در میدان شکار — ز بالاش بر سرو بستم سخن
- بخش ۱۰ - جنگ کردن رستم با فرامرز و بانو گشسب (و) آزمودن رستم، ایشان را پنهان داشتن خود را در جنگ — بدانست رستم که او سرکش است
- بخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسب — چو دریا دل بانو آمد به جوش
- بخش ۱۱ - باز نمودن راز خود، فرامرز و بانو گشسب با رستم زال و جنگ کردن ایشان — برفتند اندوهگین هر دوان
- بخش ۲۴ - داستان ایران و ایرانیان گوید که با هم مکدر داشتند اوشان را — کنون داستانی ز ایرانیان
- بخش ۲۳ - جنگ کردن بانوگشسب با جیپورشاه (و) شکست خوردن جیپورشاه در صف جنگ — به جیپور گردید بانو دوچار
- بخش ۲۲ - جنگ کردن پادشاهان هندوستان با بانوگشسب — چو خورشید بنمود زرین درفش
- بخش ۱۹ - تمثال آوردن پیران و گفتن حقیقت پیش افراسیاب (و) منع کردن پیران،افراسیاب را برای جنگ بانو گشسب — سپهدار توران دلش تنگ شد
- بخش ۱۸ - زنهار خواستن سه پلوان از بانو گشسب — ابا او سه گرد سرافراز بود
- بخش ۲۰ - گفتار اندر خواستگاری کردن پادشاهان هندوستان برای بانو گشسب ونامه نوشتن ایشان برای زال زر — زبانو بگویم یکی داستان
- بخش ۲۱ - جواب نوشتن زال و رستم به هرسه پادشاهان هندوستان — چونزدیک دستان رسید این پیام
- بخش ۱۷ - لاف زدن تمرتاش پیش افراسیاب برای گرفتن بانو گشسب و دلخوش نمودن گرسیوز افراسیاب او را — ز رستم چه داری تو دل پر هراس