بخش ۶۲ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمن سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دگر گفت کای جمله دریای راز
مرا مشکلی هست بگشای راز
به گیتی جفاکاره و دل شکن
که بینی که بد گشت با انجمن
بگریید زان پیر آموزگار
که این بد نباشد بجز روزگار
کزو هیچ بیچاره خشنود نیست
نبینم کسی را کزو دود نیست
همه دل فکارند و گشته نژند
ازو هر دلی خسته و مستمند
بدین سان که بینی جهنده جهان
برآرد بلند و کشد ناگهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ مشکلات و رنجهای زندگی است. شاعر به گروهی از انسانها اشاره میکند که در دنیای پر از ظلم و دلشکنی به سر میبرند. او از یک معلم و پیر دانا میخواهد که رازهای زندگی را برای او بگشاید. در این دنیا، هر کسی دلی غمگین و دردمند دارد و هیچ کس از اتفاقات ناگوار خشنود نیست. شاعر در نهایت به بیثباتی جهان اشاره میکند و میگوید که زندگی همچون جریانی است که ناگهان به سمت بالا میرود و ناگهان پایین میآید.