نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۱ - سخن گفتن فرامرز به جهت پذیرفتن دین یزدان و قبول نکردن کید سرایندهٔ فرامرزنامه

سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پس از هفته بنشست با انجمن

چو پروین گرانمایگان تن به تن

بفرمود تا هندوان سر به سر

یکایک بیایند بسته کمر

چو شد انجمن خیل هندوستان

چنین گفت پس مهتر سیستان

که ای کید هندی بگردان خدای

که او قادر و داور و رهنمای

چنان دان که او از مکان برتر است

جهان بخش روزی ده و داور است

هرآن کو ازین گفته آید فرود

تنش را روان داد خواهد درود

به شمشیر گرشاسبی پیکرش

ببرم به هامون نشانم سرش

هر آن کس که او گشت یزدان شناس

جهید از بن تیغ و رست از هراس

هر آن کس که او بت نخواهد شکست

نخواهد ز تیغ فرامرز رست

نخستین چو با دین هویدا کنم

رخ دین چو خورشید پیدا کنم

از آن پس بگوییم چیزی که هست

به جیپال سازیم شمشیر دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پس از برگزاری یک جلسه با بزرگان سیستان و هندوستان، مهتر سیستان به هندوان سفارش می‌کند تا به خداوند متعال تکیه کنند و به یزدان اعتقاد داشته باشند. او ایمان به خدا را مهم می‌داند و می‌گوید کسانی که راه او را بپذیرند، خواهند رست و از خطرات در امان خواهند بود. او همچنین به قدرت شمشیر و نیروی نبرد اشاره می‌کند و آماده است تا در جنگ با دشمنان، به یزدان‌ شناسندگان کمک کند. در نهایت، او بر لزوم پیروی از دین تأکید کرده و از تصمیم به جنگ با جیپال سخن می‌گوید.