سرایندهٔ فرامرزنامه
زندگینامهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه
فرامرزنامه یکی از سرودههای پهلوانی در ادبیات ایران است که نزدیک به سدهٔ پنجم هجری کمتر از یکصد سال پس از شاهنامه فردوسی سروده شدهاست. سرایندهٔ فرامرزنامه شناخته نیست. در برخی منابع نام او را خسرو کیکاووس ذکر کردهاند. در بخش ۱۹۱ فرامرزنامه، او نام خویشتن را رستم و نام پدرش را بهرام بن سروش معرفی کرده است درونمایهٔ داستان پیرامون پهلوانیهای فرامرز یکی از پسران رستم است.
آثار سرایندهٔ فرامرزنامه
شعرهای سرایندهٔ فرامرزنامه
- بخش ۱۴۷ - رفتن فرامرز به باختر زمین — سپه را همه گرد کرد و برفت
- بخش ۱۵۰ - رزم فرامرز با شاه باختر و با شاه فرغان — بگفت این و هم در زمان برنشست
- بخش ۱۵۱ - رفتن فرامرز به شهر فرغان و کشتن فرغان خود را به دست خود و آمدن فرامرز به شهر فرغان به مهمانی بزرگان آن شهر — چو پرداخت از جنگ نام آوران
- بخش ۱۴۶ - نهادن فرامرز،پر سیمرغ را برآتش — بیاورد پس مهتر تیز ویر
- بخش ۱۴۹ - رسیدن فرامرز به ملک باختر — به دو مه بیامد سوی باختر
- بخش ۱۵۲ - رسیدن فرامرز به کلان کوه و جنگ با دیوان — چو چندین برآسود گرد دلیر
- بخش ۱۴۸ - دیدن فرامرز،دخمه هوشنگ شاه — در آن جایگه رفت بر تیغ کوه
- بخش ۱۴۵ - دیدن فرامرز،بازارگان و گفتن او به فرامرز از سیمرغ — ببندد دری کردگار جهان
- بخش ۱۵۳ - دیدن فرامرز،پدر خود را به خواب — چنان دید در خواب کو را پدر
- بخش ۱۵۴ - کشتن فرامرز، سر جادوان را — زجا اندر آمد چو کوه گران
- بخش ۱۶۰ - سخن گفتن فرطورتوش با بزرگان خود — چنین گفت با نامداران خویش
- بخش ۱۵۷ - رزم فرامرز با دیو سیاه و گرفتنش — درین گفتگو بد که از ناگهان
- بخش ۱۵۶ - عاشق شدن فرامرز بر دختر شاه پریان — چو بر تخت فیروزه رفت آفتاب
- بخش ۱۵۸ - آوردن سیه دیو،گنج را به نزد فرامرز — سیه دیو پویان و تازان برفت
- بخش ۱۵۵ - گم شدن فرامرز از لشکر — چنان بد که یک روز با انجمن
- بخش ۱۵۹ - نامه نوشتن فرامرز به فرطورتوش — بفرمود تا شد نویسنده پیش
- بخش ۱۶۸ - خوان هفتم کشتن فرامرز،اژدها را — بیامد به نزدیک نر اژدها
- بخش ۱۶۳ - داستان هفت خوان و کشته شدن جادویان به دست فرامرز و گزارش آن — چو زان منزل آمد برون سرفراز
- بخش ۱۶۲ - پاسخ نامه فرطور توش به فرامرز رستم — دگر روز چون شید زد بر درفش
- بخش ۱۶۵ - خوان دوم کشته شدن گرگان به دست فرامرز — چو خورشید تابید و بی گاه شد
- بخش ۱۶۴ - خوان اول کشتن فرامرز،شیران را — چو شب شعر زربفت بر سر کشید
- بخش ۱۶۱ - سخن گفتن سیه دیو از نژاد فرامرز — چو هرکس سخن گفت از پهلوان
- بخش ۱۶۷ - خوان چهارم و پنجم و ششم در رفتن فرامرز از سرما و گرما و کشتن کرگدن و رسیدن به خوان هفتم — بیاورد صد کاروان شتر
- بخش ۱۶۶ - خوان سوم کشتن فرامرز،غول را — در این گفتگو بود کز ناگهان