شمارهٔ ۹ نسیمی
عمادالدین نسیمی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
غلام روی آن ماهم که مهر آسمانستی
جمال او به زیبایی حیات جاودانستی
چو حق بنوشت بر رویش تمامی اصل قرآن را
رخ او مصحف خوبیّ و خطش ترجمانستی
چو حق خوب است، خوبان را از آن رو دوست میدارد
به خوبی شد چنان پیدا که از خود در نهانستی
همه خوبی از او دارند و او خوبی ز نطق خود
به خوبی زلف و خط دال است و نون ابروانستی
به جان ابروی او گر زد ز غمزه سوی دل تیری
همینالم ز ابرویش که تیر اندر کمانستی
چو جفت ابرویش طاق است بر بالای چشمانش
برم سجده بر ابرویش که چشمش سرگرانستی
به هر چیزی که رو آرم برابر هست روی او
همه اشیا شده روشن چو او جمله عیانستی
ندانم چون دهد اشیا نشان از نقش روی او
که رویش را ز پیدایی نشانش بینشانستی
خط رویش بود دایم نماز و سجده خود را
چو قامت زان قد و قامت قیامت آن زمانستی
چو او در صورت جویا همیجوید ز خود خود را
همان چیزی که جوینده همیجوید همانستی
همه یک ذات سی و دو یکی عاشق یکی دلبر
چو باشد سی و دو یک شیء چه جای این و آنستی
شد اینجا سی و دو دلبر شد آنجا سی و دو عاشق
چو هر دو سی و دو هستند همان یک غیب دانستی
از آن است سی و دو عاشق به روی سی و دو دایم
که سی و دو ز سی و دو دل و هم دلستانستی
بود آن سی و دو آدم که هست از بیست و هشت پیدا
که هست آن احمد مرسل که سلطان دو کانستی
چو شد این بیست و هشت منشق از او شد سی و دو ظاهر
ز احمد شد عیان آدم، چو اصل جسم و جانستی
بیا بشنو دگر مطلع ز وصف احمد امی
که این مطلع از آن بهتر که وصفش بیکرانستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف جمال و ویژگیهای خاص حضرت محمد (ص) پرداخته است. شاعری با زبان زیبا وصف میکند که جمال او به زیبایی جاودان میماند و شخصیت او نشاندهندهی تمامی اصول قرآن است. او به خوبی اشاره میکند که خداوند خوبان را دوست دارد و این زیبایی در وجود حضرت محمد به وضوح نمایان است. جمال ایشان با ابروها و چشمانش خاص و بینظیر است و عشق و محبت ایشان در دلها نفوذ دارد. شاعر به وحدت وجود و یکپارچگی در عشق و زیبایی اشاره میکند و بر این باور است که همه چیز از وجود حضرت محمد نشأت میگیرد و او منبع تمام خوبیها و کمالات است. در نهایت، شاعر از وصف فراگیر ایشان سخن میگوید که به اندازهای وسیع و عمیق است که وصفش همواره ادامه دارد.