گوشه ای از بهر آسایش بجز میخانه نیست نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات بازمانده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گوشه ای از بهر آسایش بجز میخانه نیست
چاره ی رنج دو عالم غیر یک پیمانه نیست
آنکه می بیند به بند عشق و پندم میدهد
گرچه من دیوانهام، پیداست کو فرزانه نیست
آشنا دیدش نشاط از بسکه با بیگانگان
میخورد خون زین غم اکنون تا چرا بیگانه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او میگوید که تنها مکانی که برای آسایشش وجود دارد، میخانه است و تنها چارهی رنجهای زندگی یک پیمانه شراب است. شاعر به عشق و دلباختگی اشاره میکند و میگوید که دیگران ممکن است او را دیوانه بدانند، اما در واقع بسیاری از آنها درک درستی از عشق ندارند. همچنین اشاره میکند که آشنایان او شاد و خوشحال هستند، اما او در عذاب و غم است، زیرا بین احساساتش و واقعیتها فاصله وجود دارد.