شمارهٔ ۱۷ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیداست سر وحدت از اعیان اماتری
العکس فی المرایا والنقش فی القوی
شد مختلف بمخرج اگر نه چه شد که هست
یک صوت و یک ترانه گهی مدح و گه هجا
هستی چو بحر و دل چو یکی کشتی اندار آن
از نفس بادبانش و از عقل نا خدا
عشق است باد و هست ازو ره سوی مراد
لیک از صواب گاه گراید سوی خطا
انظر فمارایت سوی البحر اذ رایت
موجا بدا ومنه بدافیه ما بدا
گاهی صواب نام نهیمش گهی خطا
گه ناخدا خطاب دهیمش گهی خدا
بازلف و روی او نه اثر ماند از نشاط
لاالشمس فی الدجیة لاالبدر فی الضحی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به پیچیدگی و زیبایی عشق و وجود اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عشق مانند باد است که کشتی دل را به سوی مقصود میرانده، اما ممکن است گاهی به خطا بیفتد. همچنین، تفاوتهای موجود در تجربیات ما به مانند انعکاسهای مختلف در آینه است. شاعر از این موضوع یاد میکند که در دریا، همواره امواج و تغییرات وجود دارد، که نماد نوسانهای زندگی و عشق است. در نهایت، وی بر این نکته تأکید دارد که در در darkness، نور خورشید یا ماه را نمیتوان دید، به این معنا که در زمان سختی، نشانهها و زیباییهای زندگی کمتر نمایان میشوند.