نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب

ببوی طره ی ساقی بگیر جام شراب

بس است جلوه ی این دشمنان دوست نما

بیا که برفکنیم از جمال دوست نقاب

هزار جرم شمردم بخود چو رفتی دوش

شب عتاب تو بر من گذشت روز حساب

ز چشم اشک فشانم خیال دوست برفت

فسانه ایست که نقشی نمیزند در آب

چو اوست اول و آخر هم اوست، نیست نشاط

براه عشق تفاوت درنگ را ز شتاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های بهار و لذت از شراب و عشق می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های طبیعت و جذابیت ساقی اشاره می‌کند و از نقاب زدن به جمال دوست صحبت می‌کند. او از درد و عذاب ناشی از جدایی و غم شب عتابش می‌گوید و به یاد دوست، اشک می‌ریزد. در نهایت، به اهمیت عشق و حرکت در آن اشاره می‌کند و می‌گوید که او همیشه در آغاز و پایان عشق است و نباید در آن درنگ کرد.