نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیوند عهدهاست که از هم گسسته‌ای

یا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای

کس جز تو ره نداشت در این خانه خلق را

آگه که کرد از این که تو در دل نشسته‌ای

از پاس ناتوانی آن چشم صید بند

باشد که دایم از پی دل‌های خسته‌ای

از صید پر شکسته گشایند بند اگر

برداشت خواجه مهر مپندار رسته‌ای

پای دلی به هر سر مو بسته او ولی

تنها تو دل نشاط به آن طره بسته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به پیوندهای عاشقانه و جدایی اشاره دارد. شاعر از گسستگی روابط و احساساتی که در دل دارد سخن می‌گوید. فراگیری عشق و وابستگی را در قالب زلف‌ها و حلقه‌های گسسته بیان کرده و به تنهایی و دلتنگی عاشقانه‌اش اشاره دارد. او می‌گوید که هیچ‌کس جز محبوبش در دل و خانه‌اش جایی ندارد و این محبوب است که دل‌های خسته را تحت تأثیر قرار داده و نشاط زندگی‌اش به او وابسته است. شعر به مهارت و زیبایی در توصیف احساسات عاشقانه و درد جدایی پرداخته است.