شمارهٔ ۶۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
حاصل انجام جز کشته ی آغاز نیست
ناصح مشفق مگر آگه از این راز نیست
خویش اگر کینه جوست لازم روی نکوست
سرو سر افراز را سر کشی از ناز نیست
صحن چمن دیده ام خانه ی صیاد هم
شاخ سمن خوشتر از چنگل شهباز نیست
عشق مگو آتش از خرمن هستی بسوخت
سیل مگوی آب اگر خانه بر انداز نیست
کاشف اسرار عشق بیخودی و مستی است
هر که ز خود آگه است آگه ازین راز نیست
کیست طلبکار دوست تا که ببانگ بلند
فاش بگویم که اوست حاجت غماز نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مفاهیم عشق و رازهای آن میپردازد و نشان میدهد که نتایج عشق تنها به کشته شدن و از دست دادن نیست. شاعر میگوید که اگر کسی کینهجویی کند، نمیتواند به زیبایی نزدیک شود. همچنین، او بر این باور است که عشق سوزاننده است و زیباست، و اینکه حقیقت عشق در بیخودی و مستی نهفته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که آگاهی از خود نمیتواند به درک واقعی عشق کمک کند. در نهایت، او میگوید که اگر کسی گلهای از دوست داشته باشد، باید به طور واضح بیان کند که او در واقع به دنبال چیزی غیر از عشق نیست.