نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بدردم ننگرد درمانم این است

پریشان خواهدم سامانم این است

نه بتوانم برید از وی نه پیوست

که هم جان هم بلای جانم این است

چه غم زین ره روم یا باز گردم

که هم آغاز و هم پایانم این است

پناهی نیست جز قهرش ز قهرش

که هم کشتی و هم توفانم این است

مبین بر خواریم، سد گل برآرم

نشاط از خاک، اگر دهقانم این است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها، شاعر به بیان درد و رنج خود می‌پردازد و می‌گوید که درمانش در همین وضعیت پریشانی و سردرگمی است. او نمی‌تواند از محبوبش جدا شود و نه می‌تواند به او نزدیک‌تر شود، زیرا این عشق و وابستگی هم جانش است و هم بلای جانش. او از این که به کجا برود یا برگردد نیز نگرانی دارد، زیرا آغاز و پایانش به همین عشق وابسته است. در نهایت، او می‌گوید که تنها پناهش قهر محبوبش است و با اشاره به این که می‌توان از خاک نشاط گرفت، نشان می‌دهد که حتی در بدترین شرایط نیز امیدی در دل دارد.