نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - مداح می حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

غذای تن و قوت جان است راح

چه وصفش کنم بیش از آن است راح

چهل سال مداح می بوده‌ام

هنوزش به واجب بنستوده‌ام

شب و روز تحسین می کرده‌ام

تفاخر به آئین وی کرده‌ام

بپرورده‌ام هم چو جان در تنش

که هست اتصالی به جان منش

چنان با دمِ او دمی داشتم

که چون جان عزیزش همی‌داشتم

گه‌ش گفته‌ام جان شیرین من

جم وقت جام سفالین من

گه‌ش گفته‌ام یادگار مسیح

غلط می‌کنم اعتبارِ مسیح

گهی مادرش گفته‌ام مریم است

که چون ابن مریم مبارک دم است

گهش روح ثانی نهادم لقب

درافگندم آتش به آبِ عنب

اگر شرح خاصیت می‌دهم

ندانم که انصافِ او کی دهم

هزارش صفت کرده‌ام در هزار

هنوزش نگفتم یکی از هزار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف و ستایش غذا و قوت جسم و جان می‌پردازد. شاعر چهل سال است که به مدح و تحسین غذایی مشغول بوده و از ارزش و اهمیت آن می‌گوید. او غذا را به جان تشبیه می‌کند و اشاره دارد که در طول زندگی‌اش همیشه با آن ارتباطی نزدیک داشته است. شاعر حتی نوعی عشق و وابستگی به این غذا دارد و آن را در حد مقام حضرت مسیح و مادر او (مریم) ستایش می‌کند. در نهایت، با وجود تمامی ستایش‌ها و ویژگی‌هایی که برای غذا ذکر کرده، هنوز هم می‌گوید که نمی‌تواند تمام صفات و ویژگی‌های آن را به درستی بیان کند.