بخش ۳۴ - حفظ دندان حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
گراینده تسکین پذیرد به سنگ
به دندان حوالت مکن کارِ سنگ
که بازش به گوهر نیاری به چنگ
نگه دارش از استخوان زینهار
توهم این نصیحت زمن یاددار
که من از پدر کردم این پند گوش
ازین شرط تابرنگردی بکوش
توهم ای پسر از پدر یاددار
که من از پدر داشتم یادگار
سپاس از خدا کاندرین شست و پنج
ز دندان نه زحمت کشیدم نه رنج
برومند بودم ز پند پدر
تو نیز از پدر باریا بهره بر
مکن خسته دندان به بادام سخت
که از نقل محکم شود لخت لخت
سر پسته بشکن به سنگ ای پسر
در بسته نتوان شکستن به سر
چو رخنه شود در مصافی درست
شود پای استاده برجای سست
ندارد چو لشکر بجنبد ز جای
یکی در هزیمت نیفشرده پای
مه اندازشان در پی یک دگر
مجنبان بلا تا نیاید به سر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به فرزندش نصیحت میکند که در مواجهه با مشکلات و چالشها، باید هوشیار و با تدبیر عمل کند. او تأکید میکند که مانند دندان، نباید بر روی چیزهای سخت مانند سنگها فشار آورد و در عوض باید از روشهای مناسب و ملایمتر استفاده کرد. شاعر به یادگاری از پدرش اشاره میکند و از تجربیات خود برای نشان دادن اهمیت پند پدرانه بهره میبرد. همچنین، او در مورد اهمیت انسجام و همکاری برای موفقیت در مواجهه با چالشهای زندگی سخن میگوید. به طور کلی، هدف شعر هشدار درباره تدبیر و استفاده از اصول صحیح در مواجهه با سختیهاست.