بخش ۴ - فصل در اخلاق - خطاب به خود حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نزاری ز پاکیزه کاران درای
ز پاکان و پاکیزهکاران سرای
ملایک صفت باش کز مُهلکات
ز اخلاق پاکیزهیابی نجات
به فکر و به قول و عمل پاک باش
تفاخر به آتش مکن خاک باش
گراز خود برون آمدی باک نیست
که در بیخودی آتش و خاک نیست
همه نور محضی همه جانِ پاک
نه آبی نه آتش نه بادی نه خاک
من و تو غمامیم و نفس آفتاب
تو از پیش باری برافگن نقاب
ببین تا چه بینی به چشم عیان
اگر تو نباشی ولی در میان
همه نفس باشی نباشی غمام
همه نور بینی نبینی ظلام
چو از خویشتن باز پرداختی
مکان سدره المنتهی ساختی
عیان در عیان و نهان در نهان
چه باشد چه گویم دگر وا رهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر نزاری به بیداری روح و اخلاق پاکیزه اشاره میکند. او بر اهمیت داشتن افکار و اعمال پاک تأکید میکند و از تفاخر به چیزهای بیارزش پرهیز میکند. شاعر به ما یادآوری میکند که در عمق وجود، همه ما نور و جان پاکی هستیم و نباید خود را در قالب مادیات محدود کنیم. او در نهایت به درک عمیقتری از وجود انسانی دعوت میکند که فراتر از ظاهر و مادیات باشد. شاعر پیشزمینهای از دیدن حقیقت و آغاز سفر درونی به سوی خودآگاهی و عرفان را ترسیم میکند.