بخش ۴۱ - عروج و الهام حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به اوقات دیگر دل مستِ من
عنان بستدی مطلق از دستِ من
چو از عالم تن برون رفتمی
چو مجنون به نجدِ جنون رفتمی
شدی باز فکرم سوی سدره باز
نشستی بر ایوانِ کیوانِ راز
چو از آشیان رفته باز آمدی
چو گنجینه مجموع راز آمدی
بکاویدمی چشمهٔ وجد و حال
روان گشتی از چشمه آبِ زلال
به الماس اندیشه دُر سفتمی
ز سرِّ ملایک سخن گفتمی
ز بالا فرود آمدندی سروش
که برخوان و بنیوش بی چشم و گوش
به هر حرف کاوردمی در بیان
هزارش معمّا بُدی در میان
به لوح آن گهی باز گفتی قلم
نزاری بر اوراق کردی رقم
اگر ازهر و مزهر آری به دست
شود روشنت تا برین گونه هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تجربیات معنوی و عرفانی شاعر میپردازد. شاعر از حالتی مستی و سرخوشی صحبت میکند که در آن به فراتر از دنیای مادی و جسمانی رفته است. او مانند مجنون به جستجوی معانی عمیق و رازآلود میپردازد و در این مسیر، به سدره المنتهی (نماد نزدیکی به خدا) میرسد. در این حالت، اندیشه و خیالاتش به عمق معانی و ابهاماتی میرسند و به او وحی یا الهاماتی میشود که نماد ارتباط با عالم بالا و فرشتگان است. شعر به جستجوی حقیقت و معنای زندگی اشاره دارد و بیانگر رسالت او در انتقال این معانی به دیگران است.