نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر که با دوست آشنایی یافت

ز آفت خویشتن رهایی یافت

هر که خود را ز راه خود برداشت

راه در عالم خدایی یافت

ببر از خویشتن که طالب دوست

لذت وصل در جدایی یافت

هر که غواص وار جان درباخت

عاقبت گوهر بهایی یافت

در ضلالت مجوی را که خضر

روشنایی ز روشنایی یافت

فخر در فقر کن که سلطانی

عقل پوشیده در گدایی یافت

نام باقی و نعمت ابدی

ابن ادهم ز بی نوایی یافت

تا نگویی نزاری این شهرت

در جهان از سخن سرایی یافت

نه که در بست بر سرای سخن

تا خلاصی ز ژاژخایی یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت دوستی و رسیدن به حقیقت و رستگاری از طریق ارتباط با دیگران پرداخته است. هر کس که دوستی و آشنایی حقیقی پیدا کند، از مشکلات و آفات خود رها می‌شود. همچنین، کسی که به دنبال دوست باشد و خود را از مشکلاتش جدا کند، به راهی الهی دست می‌یابد. شاعر تأکید می‌کند که تواضع و فقری واقعی می‌تواند به سلطنت و دانش نایل شود. در نهایت، او به اهمیت سخن گفتن و جستجوی معنا در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید شهرت واقعی از راست‌گویی و بیان حقیقت حاصل می‌شود.