نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح

خم می دارد بر معجزه ی او ترجیح

او اگر کرد یکی مرده به عمری زنده

من به می مرده بسی زنده کنم لال فصیح

بوی درز در می خانه نسیم است ز خلد

روح را تازه کند رایحه راح به ریح

با من تشنه جگر کرد می روشن دل

آن چه با مزهر عاشق به وفا کرد صحیح

اهل تزویر بر آنند که تائب شده ام

توبه بر من نتوان بست به بهتان صریح

مردمان در حق من هرچه بتر می گویند

عشق بی علت وتحسین نبود بی تقبیح

معرفت باید و اخلاص که بی صدق و صفا

کم ز زنار و صلیب است ردا و تسبیح

غفر الله نزاری که زمیدان جهان

گوی برده ست به چوگان سخن های ملیح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی معجزات عشق و تاثیرات عمیق آن بر روح انسان صحبت می‌کند. شاعر به مقایسه‌ی معجزه‌ زندگی دوباره‌ی مردگان به وسیله‌ی مسیح و توانایی خود در زنده کردن عاشقان با عشق و شراب می‌پردازد. او به بوی خوش شراب و تاثیر آن بر جان انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق، همانند عطر بهشتی است که روح را تازه می‌کند. شاعر همچنین به چالش‌هایی که با تهمت‌ها و قضاوت‌های نادرست مردم مواجه است، اشاره دارد و می‌گوید توبه کردن از عشق واقعی ممکن نیست. او بر این نکته تاکید می‌کند که عشق و معرفت حقیقی نیازمند صداقت و خلوص است، و اینکه ظاهرگرایی در مذهب مانند دروغ است. نهایتاً، او از قدرت کلام و تاثیر کلام گویا بر زندگی انسان‌ها سخن می‌گوید.