شمارهٔ ۵۳۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند
به چشم خود کسی او را تواند دید نتواند
خیال محض می دانی چه باشد ، خویشتن بینی
نمی داند که نادان است و پندارد که می داند
در آن معرض که مردان خدا بین اند خودبین را
به یک جو بر نمی آید اگر صد جان برافشاند
ارادت چیست تسلیم و مسلم کیست ؟ مستغرق
به طوفانت دهد تسلیم و وز تکلیف برهاند
در آن کشتی نشین یارا در آن دریای بی پایان
که نه بیمش ز طوفان است و نه موجش بگرداند
نه بر ساحل نه بر دریا قضا دیگر نخواهد شد
توکل بر خدا چون ناخدا کشتی فرو راند
ز کثرت در گذر ار نه ابالیس از تو نشکیبد
به رغبت جان بده ار نه عزازیل از تو بستاند
من و تو مشترک باشد موحد کی شود مشرک
مگر وقتی که لوح من علیها فان فرو خواند
اگر خواهی که جمله حشر و نشر بشناسی
نزاری را طلب تا او قیامت با تو بشناسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی موضوع خودشناسی و حقیقت وجود میپردازد. او میگوید که اگر کسی خود را در برابر خود ببیند، دیگر نمیتواند حقیقت دیگران را درک کند. این خیال بافی باعث گمراهی میشود و نادانها گمان میکنند که اطلاعات درستی دارند. شاعر بیان میکند که در جمعی که مردان خدا حضور دارند، خودبینها ارزشی ندارند، حتی اگر جان خود را فدای خودبینی کنند. در ادامه، او به مفهوم تسلیم و ارادت اشاره میکند و میگوید که تنها با توکل به خدا میتوان در دریاهای زندگی آرامش یافت. کسی که در این کشتی امن قرار دارد از طوفان و مشکلات نمیهراسد و باید پیوسته به خداوند اعتماد کند. شاعر به رابطه بین انسانها اشاره میکند و چگونگی عدم تفاوت در توحید و شرک را توضیح میدهد، و در نهایت به جستجوی حقیقت و آگاهی از معاد اشاره دارد. او به دنبال فردی است که حقیقت حشر و نشر را به او بشناساند.