شمارهٔ ۶۰۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار
گر ز جهان آگهی بادۀ نوشین بیار
خیز به بستان خرام باده همی خور مدام
گشته جهانی به کام دست ز شادی مدار
در دلِ لاله ز باد عنبرِ سارا فتاد
دستِ صبا چون گشاد نافۀ مشکِ تتار
ای پسرِ سیم تن گشت شکفته سمن
وز خوشی آخر چمن زار شد و مستعار
خیز نزاری و شو باغ نو و یارِ نو
نغمۀ مرغان شنو از سرِ هر شاخ سار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و لذتهای آن اشاره میکند. او از محبوبش میخواهد تا با نوشیدنی خوش طعم و دلچسب، به باغ برود و از شادیها و زیباییهای زندگی بهرهمند شود. شاعر به طراوت و سرسبزی گلها و نغمهٔ پرندگان در باغ نیز اشاره کرده و دعوت به شادابی و جوانی میکند. در کل، شعر فضایی از شادابی، عشق و زیبایی طبیعت را به تصویر میکشد.