شمارهٔ ۶۲ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
جام پر جان کن بیاور ساقیا
بین که می گردد سرم چون آسیا
طبع را اکسیر می پر می کنم
می کنم حاصل از او این کیمیا
هم بدین اکسیر حاصل می شود
کیمیای معنوی از اسخیا
شرب من ام الخبائث کی بود
من به پاکی می خورم با ازکیا
راستی را هم حرام و هم پلید
هست و شد بر بی ثبات و بی حیا
بنگ را قومی به جای می خورند
ظلمت شب را چه نسبت به ضیا
آری آری هست آنجا نکته یی
بیخ حیوانات باشد در گیا
سود کی باشد کشیدن در بصر
خاک کر در همچو گرد توتیا
گر کسی را ناخوش آید باک نیست
راست می گوید نزاری بی ریا
منکران از جهل نشناسند باز
اطلس و نخ از حریر و بوریا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به نوشیدن شراب و لذت از زندگی پرداخته و به مفهوم تغییر و تحول در ذهن و روح انسان اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر کند تا با نوشیدن آن، طبع و روحش را از کدورتها پاک کند. او به کیمیای معنوی و خاصیتهای نوشیدنی اشاره میکند که میتواند انسان را از ظلمات به روشنایی ببرد. همچنین به بیثباتی دنیا و ضرورت پرداختن به معنویات نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به کسانی که به قضاوت نادرست میپردازند، تذکر میدهد که حقیقت را از روی جهل نمیتوان شناخت.