شمارهٔ ۶۷۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا سر پوشِ خوانِ سّرِ او باش
مکن تا او نگوید سرِّ او فاش
به چشمِ دوست رویِ دوست می بین
همه تن دیده شو بی دیده می باش
به چشمِ خود چه خواهی دید خود را
خودی از پیشِ خود برداری ای کاش
نهان شو چون صدف در بحرِ اسرار
[گهی] می پوش گوهر گاه می پاش
به دستی شمعِ اِلّا الله برافروز
به دیگر دست لا را دیده بخراش
درِ او می زنی از خود به در شو
کسِ او باش و ایمن شو ز اوباش
نزاری طاقتِ نورِ خورت نیست
برو سر در گریبان کش چو خفّاش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به بیان اهمیت نهفته بودن و خود را از دیدهها دور نگهداشتن میپردازد. شاعر به ما میآموزد که نباید خود را در معرض قضاوت دیگران قرار داد و بهتر است درونیات خود را حفظ کنیم. او از ما میخواهد که چون صدف در دریای اسرار پنهان شویم و در مواقعی که لازم است، زیباییهای درون خود را به نمایش بگذاریم. همچنین تأکید دارد که به جای جلب توجه دیگران، باید برکیفیت واقعی خود تمرکز کنیم و از هیاهو و قضاوتهای سطحی دوری گزینیم. در نهایت، شاعر با تشبیه خود به خار در دست به این نکته اشاره میکند که در دنیای پر از خطر و دشمنان، بهتر است احتیاط کنیم و خود را به دور از آفتها نگهداریم.