نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق

گنجِ من کُنجِ خانۀ تحقیق

نفسم روح خاصه روحِ مسیح

خاطرم بحر خاصه بحرِ عمیق

سخنم دانه دانه دُرِ نفیس

لغتم نکته نکته رمزِ دقیق

نه غلط می کنم چه حاجتِ آن

که مقاماتِ خود کنم تصدیق

کارِ من نیست طم طراق نی ام

مردِ جنگ و جدل به هیچ طریق

من به خود نیستم کم از کم هیچ

هم مگر هم رهم شود توفیق

آرزو داشتم قناعت و بخت

در کنارم نهاده بی تعویق

کُنج کی خواهم و صراحی کی

ور بود یارَکی شریف و شَفیق

ساقیِ ساده بر ستیزه ی عام

میِ برّاق ریز در ابریق

جز به کشتن مده نزاری را

باش گو در محیطِ خنب غریق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفهوماتی چون آزادی روح، دانش و هنر، و قناعت می‌پردازد. شاعر از خمر به عنوان نمادی از آگاهی و درک عمیق صحبت می‌کند و از جستجوی حقیقت و معنای زندگی سخن می‌گوید. او به جای درگیری و جدل، به آرامش و رضایت زندگی اشاره دارد و آرزوی بخت و قناعت را در کنار خود می‌جوید. در نهایت، او بر این باور است که تنها باید به حقیقت و سکون در درون خود بپردازد و از دنیای مادی و مشکلات فاصله بگیرد.