شمارهٔ ۷۵۱ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
عشق است فراخ و سینهای تنگ
راهی ست دراز و مرکبی لنگ
یک خاطر و صدهزار غصّه
یک منزل و صدهزار فرسنگ
بی یادِ تو کعبهها خرابات
بی نامِ تو نامها همه ننگ
جامی به هزار بیم در پیش
شاخی به هزار حیله در چنگ
سجّاده فتاده در بُنِ خم
قرّابه شکسته بر سرِ سنگ
درباخته نردِ دین و دنیا
چون کم زدگان نشسته دل تنگ
از عشق منال ای نزاری
رو صلح گزین و بگذر از جنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و پیچیده عشق اشاره دارد. عشق را وسیع و در عین حال تنگدلانه توصیف میکند، که مسیری طولانی و دشوار دارد. شاعر از غصههای بسیار و دوریهای فراوان صحبت میکند و میگوید بدون یاد معشوق، مکانهای مقدس ارزش خود را از دست میدهند. او در مورد چالشهای زندگی و دین و دنیا سخن میگوید و از دل تنگی و ناامیدی میگوید. در انتها از دوستش میخواهد که به جای جنگ و درگیری، صلح را انتخاب کند و از مشکلات عبور کند.