نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از تُتُق آمد برون خاتونِ گل

حلقه باید کرد پیرامونِ گل

لیلیِ باغ از نقاب آمد برون

صبح دَم بَرنَجد شد مجنونِ گل

ابرِ تر دامن به عمدا می کند

گریه ها بر خندۀ موزونِ گل

باد برهم می زند از نازکی

هر سحرگه اطلس و اکسونِ گل

حبّذا مشّاطه ی قوسِ قزح

تا بدانی عکسِ بوقلمونِ گل

با دلِ من مانَد و با رویِ دوست

اندرونِ لاله و بیرونِ گل

وِردِ بلبل در فراقِ وَرد چیست

ای دریغا حسنِ روزافزونِ گل

می به شادی نوش کن ای نیک بخت

بر مبارک طلعتِ میمونِ گل

ظلم باشد آبِ رز بر من حرام

بس گلابی بی وبال از خونِ گل

شد نزاری فتنه ی مُل هم چنانک

بلبل شوریده سر مفتونِ گل

زهره گو بنواز عود و بازگوی

این نشیطِ نغز بر قانونِ گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های گل، عشق و احساسات انسانی پرداخته است. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و گل‌ها سخن می‌گوید و از حالاتی چون شگفتی و عشق نازک دل حرف می‌زند. در این متن، گل نمادی از عشق و زیباییست که با احساسات مختلف انسان همراه است، از جمله شادی و غم. شاعر به مقایسهٔ زیبایی‌های گل با احساسات عاشقانه و لحظات شاد زندگی می‌پردازد و در نهایت به ناپایداری و فراق اشاره می‌کند.