شمارهٔ ۸۷۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مریم دوشیزه عیسی در شکم
چیست میدانی عنب خیر النعم
خوشه ای بکرست و زو هر دانه ای
مطلقا دارد مسیحی در شکم
می پرست ار نیست در میخانه خم
در تعبّد از چه دارد پشت خم
با گرانی بسته خدمت را میان
ایستاده روز و شب بر یک قدم
تا مگر از معجزِ انفاس او
در وجود آید وجودی از عدم
حرمت اهل دل از تحریم اوست
هر کسی را کی دهد ره در حرم
آب روی اهل دل آتش کند
از فروغ برق جان پرور به دم
در مزاج اوست حدّ اعتدال
در غلو غبن است و در در تقصیر هم
عادل و ظالم خلاف یک دگر
کی بود جمعیت ضدّان به هم
اعتدال منصفِ او را چه جرم
گر کند بر خویشتن ظالم ستم
رایحات راح اگرچه در خواص
راحت روح است نبود بی الم
پاسخی باشد موافق تر ز نوش
با بخیلان است قاتل تر ز سم
در جهان باقی نمانده ست از کرام
کو کریمی ضامن یک من کرم
از ندیمی همچو می وز صحبتش
کی بود هرگز نزاری را ندم
خنبِ من دریا و کشتی جام می
گرچه در کشتی نگنجیده ست یم
فاش کردم مسکرات الوجد خویش
تا به کی دارندم آخر متهم
والهم ، آشفته ام ، شوریده ام
عاشقم ، مستم به عالم در عَلَم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مریم، مادر عیسی مسیح و اهمیت وجود او و پسرش در جهان میپردازد. مریم به عنوان شیرینترین نعمتها و نشانهی پاکی و معجزه در نظر گرفته شده است. هر دانهای از او عیسی را در خود دارد و او را به عنوان منبع زندگی و روح در میان مردم معرفی میکند. شاعر به تعادل در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که عادل و ظالم هر دو ممکن است با هم در یکجا جمع شوند، اما در نهایت، اعتدال و انصاف چرا مورد احترام است. او همچنین از عشق و شوریدگی خود سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که در دل او آبروی بزرگانی وجود دارد که میتوانند روح را از کمبود رها سازند. شاعر در انتها به حالتی مست و شوریدهحال اشاره میکند که به عشق و علم دینی خود درگیر است.