بخش ۹ - پیغام سوم شب برای روز یا خورشید حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / مثنوی روز و شب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شب دگرباره رفت با سرکار
کرد بر یک جواب صد انکار
«کای به جور و ستم شده مشهور
به تو نزدیک بوده و ز تو دور
خاصه و عامه را وبال و هلاک
که کند اعتماد بر ناپاک؟
دود بیبهره از تو و تاریک
بایدش سوخت چون شود نزدیک
تشنگان را بسی به تفت و به تاب
کشتهای در طریق حج بیآب
تو که در دشت کربلا دیدی
که چه میرفت و میپسندیدی
گشتی آن روز یار اهل سعیر
دشت و صحرا بتافتی چو اثیر
قصد فرزند مصطفی کردی
با پیمبر چنین وفا کردی
چه توقع کند ز مهر تو کس؟
یادگار این منافقی ز تو بس»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به ظلم و ستمی که بر خاندان پیامبر (ص) رفته است، اشاره میکند. او به افرادی که به ناحق بر دیگران آسیب میزنند، انتقاد میکند و میگوید که اعتماد به کسانی که ناپاک هستند، عواقب وخیمی دارد. همچنین به واقعه کربلا و شهدای آن اشاره میکند و میپرسد که چگونه میتوان از کسی که به ستم و خیانت مشهور است، انتظار محبت داشت. در نهایت، این شعر به نوعی انتقاد اجتماعی و اخلاقی است که به ظلم و بیعدالتی میپردازد.