نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

باب دوم در شجاعت - مذهب مختار عبید زاکانی

عبید زاکانی / اخلاق الاشراف / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

بخش 1

اصحابنا می‌فرمایند که شخصی که بر قضیه هولناک اقدام نماید و با دیگری به محاربه و مجادله در آید، از دو حال خالی نباشد: یا به خصم غالب شود و بکشد، یا بعکس. اگر خصم را بکشد خون ناحق در گردن گرفته باشد، و تبعت آن لاشک عاجلا و آجلا- بدون ملحق گردد؛ و اگر خصم غالب آید آن کس را راه دوزخ مقرر است. چگونه عاقل به حرکتی که احد طرفین آن بدین نوع باشد اقدام نماید؟

کدام دلیل روشن‌تر از اینکه هر جا عروسیی یا سماعی یا جمعیتی باشد مشتمل بر لوت و حلوا و خلعت و زر، مخنثان و هیزان و چنگیان و مسخرگان را آنجا طلب کنند؛ و هر جا که تیر و نیزه باید خورد، ابلهی را باد دهند که «تو مردی و پهلوانی و لشکرشکنی و گرد دلاوری» و او را برابر تیغ‌ها بدارند تا چون آن بدبخت را در مصاف بکشند هیزگان و مخنثان شهر شماتت کنان ...جنبانند و گویند:

تیره و تبر و نیزه نمی‌یارم خورد

لوت و می و مطربم نکو می‌سازد

و چون پهلوانی را در معرکه بکشند هیزگان و مخنثان از دور نظاره کنند و با هم گویند: «ای جان خداوندگار هیز زی و دیر زی» مرد صاحب‌حزم باید که روز هیجاء قول پهلوانان خراسان را دستور سازد که می‌فرمایند: «مردان در میدان جهند ما در کهدان جهیم.» لاجرم اکثر گردان و پهلوانان این بیت را نقش نگین خود ساخته‌اند:

از نوخاسته‌ای اصفهانی روایت کنند که در بیابانی مغولی بدو رسید، بر او حمله کرد. نوخاسته از کمال کیاست تضرع‌کنان گفت «ای آغا خدای را هم گامم کش» یعنی بگا مرا و مکش مرا. مغولش بر او رحم آورد و بر قول او کار کرد. جوان به یمن این تدبیر از قتل خلاص یافت؛ گویند بعد از آن سی سال دیگر عمر در نیکنامی بسر برد. زهی جوان نیک‌بخت! گویا این مثل در باب او گفته‌اند:

ای یاران! معاش و سنت این بزرگان غنیمت دانید. مسکین پدران ما که عمری در ضلالت به سر بردند و فهم ایشان بدین معانی منتقل نگشت.

بخش 2

«گریزِ بهنگام، پیروزی است»

خنک پهلوانی کش این روزی است

بخش 3

جوانان دانا و دانش پذیر

سزد گر نشینند بالای پیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اصحابنا می‌فرمایند که در دعوا و جنگ، شخص یا غالب می‌شود و دیگری را می‌کشد، که در این صورت هم خون ناحق بر گردن اوست، یا خود کشته می‌شود و در این صورت به عذاب دچار خواهد شد. بنابراین، عاقل هیچ‌گاه نباید این گونه اقدام کند. در مواقعی که جشن و شادی و لذت در میان است، افراد به سرگرمی و نمایش می‌پردازند، اما وقتی جنگ و درگیری لازم است، عده‌ای ابله را به میدان می‌فرستند تا در برابر خطر قرار بگیرند. در نهایت، کسی که از میدان جنگ جان سالم به در ببرد در واقع باید دوراندیش باشد و از تجربه‌های بزرگ‌ترها بهره ببرد. داستان جوان اصفهانی هم گواهی است بر این که گاهی تدبیر و هوشمندی می‌تواند انسان را از خطر و مرگ نجات دهد. به همین دلیل باید از تجربیات پیشینیان استفاده کنیم و از اشتباهات آنها درس بیاموزیم.