نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

اخلاق الاشراف — عبید زاکانی

عبید زاکانی / عبید زاکانی

فهرست شعرها

  • باب سوم در عفت - مذهب منسوخ — در سیر اکابر سلف مطالعه افتاده است که در ازمنه ماضیه عفت را یکی از خصایل اربعه شمرده‌اند، و در آن فرموده‌اند: عفت عبارت است از پاکدامنی؛ و لفظ عفیف بر آن کس اطلاق کردندی که چشم از دیدن نامحرم، و گوش از شنیدن غیبت، و دست از تصرف در مال دیگران و زبان ا
  • باب دوم در شجاعت - مذهب مختار — اصحابنا می‌فرمایند که شخصی که بر قضیه هولناک اقدام نماید و با دیگری به محاربه و مجادله در آید، از دو حال خالی نباشد: یا به خصم غالب شود و بکشد، یا بعکس. اگر خصم را بکشد خون ناحق در گردن گرفته باشد، و تبعت آن لاشک عاجلا و آجلا- بدون ملحق گردد؛ و اگر خ
  • دیباچه — شکر نامحصور و حمد نامحدود حضرت واجب الوجود را- جلت قدرته- که زیور عقل را پیرایه وجود انسان ساخت تا به وسیلت آن در کسب اخلاق حمیده و اوصاف جمیله غایت جهد مبذول گردانید و صلوات نامعدود نثار روضه منور معطر سید کائنات محمد مصطفی علیه اکمل التحیات باد که
  • باب دوم در شجاعت - مذهب منسوخ — حکما فرموده‌اند که نفس انسانی را سه قوه متباین است که مصدر افعال مختلف می‌شود: یکی قوه ناطقه که مبدا فکر و تمییز است؛ دوم قوه غضبی، و آن اقدام بر اهوال و شوق ترفع و تسلط بود، و سوم قوه شهوانی- که آن را بهیمی گویند- و آن مبدأ طلب غذا و شوق به مآکل و م
  • باب اول در حکمت - مذهب مختار — چون بزرگان و زیرکان خرده‌دان که اکنون روی زمین به ذات شریف ایشان مشرف است در تکمیل روح انسانی و مرجع و معاد آن تامل نمودند و سنن و آرای اکابر سابق را پیش چشم بداشتند، خدمتشان را بدین معتقدات انکاری تمام حاصل آمد. می‌فرمایند «بر ما کشف شد که روح ناطقه
  • باب اول در حکمت - مذهب منسوخ — حکما در حد حکمت فرموده‌اند: الحکمه استکمال النفس الانسانیه فی قوتیها العلمیه و العملیه. اما العلمیه فانها تعلم حقایق الاشیاء کماهی، و اما العملیه فانها تحصیل ملکه نفسانیه بها تقدر علی اصدار الافعال الجمیله و الاحتراز عن الافعال القبیحه و تسمی خلقا یع
  • باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب منسوخ — حکما فرموده‌اند که حیاء، انحصار نفس باشد تا از فعل قبیح که موجب مذمت باشد احتراز نماید. رسول- علیه السلام- می‌فرماید که «الحیاء من الایمان»؛ و وفا (التزام) طریق مواسات سپردن است و از چیزی که بدو رسیده به مکافات آن قیام نمودن. در نصّ تنزیل آمده است که
  • باب ششم در حلم - مذهب منسوخ — حلم، عبارت از بردباری است. قدما حلیم کسی را گفته‌اند که نفس او را سکون و طمانینتی حاصل شده باشد که غضب به آسانی تحریک او نتواند کرد، و اگر مکروهی بدو رسد در اضطراب نیفتد. از حضرت رسالت مروی است که «الحلم حجاب الآفات» لفظ حلیم را چون مقلوب کنی ملح شود
  • باب چهارم در عدالت - مذهب منسوخ — اکابر سلف عدالت را یکی از فضایل اربعه شمرده‌اند، و بنای امور معاش و معاد بر آن نهاده‌اند. معتقد ایشان آن بوده که «بالعدل قامت السموات و الارض» و خود مامور «ان الله یامر بالعدل والاحسان»...بداشتندی. بنابراین سلاطین و امرا و اکابر و وزرا دایم همّت بر ا
  • باب پنجم در سخاوت - مذهب منسوخ — از ثقات مروی است که مردم در ایام سابق سخاوت را پسندیده داشته‌اند و کسی را که بدین خلق معروف بوده شکر گفته‌اند و بدان مفاخرت نموده فرزندان را بدین خصلت تحریض کرده‌اند. این قسم را چنان معتقد بوده‌اند که اگر مثلا شخصی گرسنه‌ای را سیر کردی یا برهنه‌ای را
  • باب چهارم در عدالت - مذهب مختار — اما مذهب اصحابنا آنکه: این سیرت اسوء سیَر است و عدالت مستلزم خلل بسیار و آن را به دلایل واضح روشن گردانیده‌اند، و می‌گویند: بنای کار سلطنت و فرماندهی و کدخدایی بر سیاست است، تا از کسی نترسند فرمان آنکس نبرند، و همه یکسان باشند و بنای کارها خلل پذیرد،
  • باب ششم در حلم - مذهب مختار — راستی اصحابنا نیز این خلق را به کلی منع نمی‌فرمایند. می‌گویند که اگر چه آن کس را که حلم و بردباری ورزید، مردم بر او گستاخ شوند و آن را بر عجز او حمل کنند؛ اما این خُلق متضمن فواید است، و او را در مصالح معاش مدخلی تمام باشد.
  • باب سوم در عفت - مذهب مختار — اصحابنا می‌فرمایند که: قدما در این باب غلطی شنیع کرده‌اند و عمر گرانمایه به ضلالت و جهالت بسر برده هر کس که این سیرت ورزد، او را از زندگانی هیچ بهره نباشد. در نصل تنزیل آورده است که:«...انما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم وتکاثر فی الام
  • باب پنجم در سخاوت - مذهب مختار — چون بزرگان ما که به رزانت رای و دقت نظر از اکابر ادوار سابق مستثنی‌اند به استقصای هر چه تمامتر در این باب تامل فرمودند، رای انور ایشان بر عیوب این سیرت واقف شد.لاجرم در ضبط اموال و طراوت احوال خود کوشیده نص تنزیل را که «کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» و د
  • باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار — اصحابنا می‌فرمایند که این اخلاق به غایت مکرّر و مجوّف است. هر بیچاره‌ای که به یکی از این اخلاق ردیئه مبتلا گردد، مدة العمر خائب و خاسر باشد، و بر هیچ مرادی ظفر نیابد. خود روشن است که صاحب حیا از همه نعمت‌ها محروم باشد و از اکتساب جاه و اقتناء مال قاص