نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح خواجه رکن‌الدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانی

عبید زاکانی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

در این مقام فرح‌بخش و جای روحفزای

بخواه باده و بر دل در طرب بگشای

به عیش کوش و حیات دو روزه فرصت دان

چو برق میگذرد عمر، کاهلی منمای

به دستگیری ساغر خلاص شاید یافت

ز جور وهم زمین گرد آسمان پیمای

به پایمردی گلگونه میتوان رستن

ز دست حادثهٔ روزگار محنت زای

طریق زهد نه راهست گرد هرزه مگرد

حدیث توبه نه کار است زان سخن بازآی

شراب خوار، به بزم خدایگان جهان

به کام عیش و طرب راه عمر میپیمای

جهان فیض و کرم رکن دین عمیدالمللک

که باد تا به ابد در پناه لطف خدای

فروغ رایش چون آفتاب عالمگیر

اساس جاهش مانند قطب پا بر جای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به دعوت به شادی و بهره‌برداری از زندگی اشاره دارد. شاعر از خواننده می‌خواهد که از لحظات زندگی لذت ببرد و به خوشگذرانی بپردازد، زیرا عمر کوتاه و گذراست. او به دسترسی به خوشی‌ها و دلخوشی‌ها با کمک شراب و مهمانی دعوت می‌کند و تأکید می‌کند که از روزگار سخت و مصائب باید رستگار شد. همچنین او به بازگشت به توبه و زهد اشاره می‌کند و می‌گوید که از این راه دوری گزینید. در نهایت، از عظمت الهی و لطف خداوند سخن می‌گوید و به قدرت و ثبات آن در جهان اشاره می‌کند.